ابو خداش

لغت نامه دهخدا

ابوخداش. [ اَ خ ِ ] ( ع اِ مرکب ) گربه. ( مهذب الاسماء ). سنور. ( المزهر ). قِطّ.هِرّ. || ارنب. ( المزهر ). خرگوش. درما.
ابوخداش. [ اَ خ ِ ] ( اِخ ) حبان بن زید الشرعبی. تابعی است و جریربن عثمان از او روایت کند. و بعضی او را صحابی شمرده اند.
ابوخداش. [ اَ خ ِ ] ( اِخ ) زیادبن ربیع یحمدی. محدث است.

فرهنگ فارسی

یا ابن ربیع یحمدی محدث است

جمله سازی با ابو خداش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است خداش خیر دهد هر دو را بجا گفته است

💡 براى من فرستاده اند؟ خداش پيام آنها را به امام على (عليه السلام ) رساند.

💡 بنی خداش (به عربی: بنی خداش) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان مدنین واقع شده‌است. بنی خداش ۲٬۹۶۸ نفر جمعیت دارد.

💡 امام على: اى خداش نزد آن دو نفر برو، و گفتار مرا به آنها ابلاغ كن.

💡 آشفته دوست جوی و بس گرچه بر زیان بود خواند خداش پارسی ترکش گفت شکری

💡 گفتم خداش خوانده گروهی ز رویِ شک گفتا خداش دانَد یک فرقه بر یقین

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز