ابو حنین

لغت نامه دهخدا

ابوحنین. [ اَح ُ ن َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن حسین مدنی. برادر ابراهیم بن عبداﷲ. او از دختر برادر خویش و وی از خالد شاعرروایت کند. و از ابوحنین عبداﷲبن یوسف روایت آرد.

فرهنگ فارسی

برادر ابراهیم ابن عبدالله

جمله سازی با ابو حنین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریغ اگر قدری میل از آن طرف بودی کزین طرف همه شوقست و اضطراب و حنین

💡 حسود جاه ترا آن الم که در همه عمر حنین او نکند کم علاجهای حنین

💡 یکی دیگر از مترجمین این دوران اسحاق ابن حنین نام داشت که بخشی قابل توجهی از کتب سریانی و یونانی را به عربی ترجمه کرد.

💡 گرچه باشد بی‌نمک اکنون حنین هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین

💡 جان تو کز بهر خویشم نیست این از برای تستم این ناله و حنین

💡 عدوش اگر ز در بخت امید دل طلبد بود ز ساحت او رجعتش بخف حنین

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز