لغت نامه دهخدا
ابوایاس. [ اَ بو ] ( ع اِ مرکب ) غسول، یعنی آنچه بدان دست شویند از خطمی و غیر آن. ( منتهی الارب ). دست شویه. || خلال. ( لغت نامه مقامات حریری ).
ابوایاس. [ اَ بو ] ( ع اِ مرکب ) غسول، یعنی آنچه بدان دست شویند از خطمی و غیر آن. ( منتهی الارب ). دست شویه. || خلال. ( لغت نامه مقامات حریری ).
غسول دست شویه
💡 با اعتلای قدر عظیمش، سپهر پست با نوبهار خلق کریمش صبا ایاس
💡 چون نگه کردم بشاه حق شناس بود از سر تا قدم جمله ایاس
💡 گفت شد رشک من اینجا بی قیاس تا چرا قوتی نسازی از ایاس
💡 در زمان فرمود شاه حق شناس تا بدست خویش دفنش کرد ایاس
💡 چون سواره گشتی اندر ره ایاس میدویدی آن گدای حق شناس
💡 این منزل ایاس چو مستقبل تو شد درتست سرفتاده ترا کون بی قیاس