لغت نامه دهخدا
ابن مهرویه. [ اِ ن ُ م َ ی َ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ خولانی. از کتب اوست: کتاب الخیل السوابق. ( ابن الندیم ).
ابن مهرویه. [ اِ ن ُ م َ ی َ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ خولانی. از کتب اوست: کتاب الخیل السوابق. ( ابن الندیم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگ حاجی مهرویه، روستایی از توابع بخش اسیر شهرستان مهر در استان فارس ایران است.
💡 یکسال بعد در جنگ نزدیکی فرات ایرانیان به فرماندهی مهرویه همدانی شکست خوردند؛ و اعراب به تصرف در عراق از جمله بغداد که آبادی کوچکی بود پرداختند.
💡 مأمونیه: به جهت مأموریت مأمون بن مهرویه برای دعوت اهالی فارس به این فرقه