ابن طبرزد

لغت نامه دهخدا

ابن طبرزد. [ اِ ن ُ طَب َ زَ ] ( اِخ ) موفق الدین ابوحفص عمربن ابی بکر، محمدبن معمربن احمدبن یحیی. محدث بغدادی. مولد او به 516هَ.ق. و از آنکه او در محله دارالقز از محلات کرخ ساکن بوده به دارقزی معروف شده و سفری به شام رفته و باز به بغداد آمده و در 607 بدان جا درگذشته است.

فرهنگ فارسی

محدث بغدادی

جمله سازی با ابن طبرزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خوزستان درآمد خواجه سرمست طبرزد می‌ربود و قند می‌خست

💡 با افشای این اختلاس، موجی از فشار و تهدید، متوجه طبرزدی و یارانش در روزنامهٔ پیام دانشجو شد.

💡 همایون را به شاپور گزین داد طبرزد خورد و پاداش انگبین داد

💡 گفتم: از نزدت رفتم ماءيوس بودم امام از حالت پرسيد و من شرح احوالت گفتم،فرمود خوب مى شود، برگرد، خواهى ديد كه شكر طبرزد مى خورد.

💡 ز خاک و آبی انواع رستنی آرد یکی به طعم طبرزد یکی به طبع افیون

💡 میوه بر میوه سیب و سنجد و نار چون طبرخون ولی طبرزد وار

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز