ابن المجوس

لغت نامه دهخدا

ابن المجوس. [ اِ نُل ْ م َ ] ( اِخ ) علی بن عباس مجوسی یا ابن المجوس. طبیب معروف ایرانی نژاد، از مردم اهواز. شاگرد ابوماهر فارسی، و پس از ابوماهر او خود بمطالعه کتب متقدمین پرداخت وی از بزرگترین اطبای دولت آل بویه بود و با این حال در بیمارستان عضدی که بسیاری از اطبا در آنجا منصب داشتند او را منصبی نبود. کتاب موسوم به کامل الصناعه یا کُنّاش ملکی و یا بطور اختصار ملکی رافنّاخسرو عضدالدوله دیلمی نگاشت و موجب شهرت او گردید. درمقدمه آن گوید کتب طبی متقدمین و متأخرین را از زمان بقراط تا این وقت آنچه دیدم ناقص بود و کتابی کامل و جامع تمام فنون و اقسام طب تا این عصر تألیف نشده است. کتاب ملکی جامع تمام فنون طب است و این کتاب قبل از قانون ابن سینا کتاب درسی اطبا بود و قفطی گوید پس از تصنیف قانون مردم کُنّاش ملکی را ترک گفته بقانون روی کردند، هرچند کتاب ملکی در عمل از قانون بهتر است لکن قانون از جهت علمی بر آن برتری دارد. از تاریخ وفات ابن المجوس و شرح حال وی تفصیلی در دست نیست همین قدر میدانیم که تا سال 383 هَ.ق. زنده بوده است. لکلرک در تاریخ اطبای عرب گوید ملکی در سال 529 بلاطینی ترجمه شده و چند بار به طبع رسیده است.

فرهنگ فارسی

طبیب معروف ایرانی نژاد اهل اهواز

جمله سازی با ابن المجوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمان خودمان شمه اى از جنايات و قتل و كشتار آنها را ديديم و شنيديم كه چگونه درجمعه خونين مكه در چهارم ديحجه الحرام مطابق نهم مردادسال 66 حمله كردند و صدها نفر از زايران خانه خدا راقتل عام كرده و هزاران نفر را مجروح ساختند. موحدين و يگانه پرستان را مشرك دانسته وحتى آخوندهاى دربارى آنان، فرياد مى زدند و مى گفتند (اقتل المجوس اقتل المشركين ) مجوس و مشركين را بكشيد.

💡 1- آيين مغان  قبل از ظهور زردشت، يعنى پيش از پادشاهى مادها، بوميان غير آريايى ايران يعنى داشتندكه آيين مغان ناميده مى شود. كلمه مغ (مگوش ) در زبان قديم ايران به معناى خادم بودهاست. به نظر مى رسد مغان سكنه بومى ايران بوده اند و مانند دراويديان هندوستان،پس از ورود آرياييان سرزمين خود را تسليم آنان كرده اند. واژه المجوس كه در زبانعربى به زردشتيان اطلاق مى شود، از همين كلمه مگوش مى آيد.

💡 اين نامه به دعوت به توحيد است، حضرت كسرى را ملك و شاه نگفته بلكه به لفظعظيم و بزرگ فارس اكتفا كرده، دعاية يعنى دعوت و مراد از آن ظاهرا دين استدر ضمن آن بزگوار به جهانى بودند رسالتش تصريح فرموده و آن را علت نامهنوشتن مى شمارد، اسلام خسرو پرويز سبب اسلام ايرانيان بود و استنكاف و موجباستنكاف آنها لذا فرمود: فان ليت فعليك اثم المجوس ‍

💡 قبل از ظهور زردشت، يعنى پيش از پادشاهى مادها، بوميان غير آريايى ايران يعنى داشتندكه آيين مغان ناميده مى شود. كلمه مغ (مگوش ) در زبان قديم ايران به معناى خادم بودهاست. به نظر مى رسد مغان سكنه بومى ايران بوده اند و مانند دراويديان هندوستان،پس از ورود آرياييان سرزمين خود را تسليم آنان كرده اند. واژه المجوس كه در زبانعربى به زردشتيان اطلاق مى شود، از همين كلمه مگوش مى آيد.

💡 پـيـامـبـر (صـلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: ان المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاباحـرقـوه: (مـجـوس پـيـامـبـرى داشـتـنـد و كـتـاب آسـمـانـى، پـيـامـبـرشـان را بـهقتل رساندند، و كتاب او را آتش زدند)!.