یاوار
مترادفها
یاور، کمککننده، پشتیبان، مساعد، همکار
متضادها
دشمن، مخالف
لغت نامه دهخدا
یاوار. ( ص، اِ ) در این شعر ناصرخسرو ظاهراً لغتی در یاور است:
خردمند با اهل دنیا به رغبت
نه صحبت نه کار و نه یاوار دارد.ناصرخسرو.و رجوع به آوار شود.
فرهنگ فارسی
درین شعر ناصرخسرو و ظاهرا لغتی در یاور است. خردمند با اهل دنیا برغبت نه صحبت نه کار و نه یاوار دارد
جمله سازی با یاوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این قریه ها از مربوطات حوزه قوندز بود که به معرفی گرفته شد قریه یاوار سفلی.یاوار علیا بوستان سرای از جمله قریه جات مهم وپهناور بوده ودارای آب وهوای مناسب در فصول سال است
💡 قریه یاوار علیا از جمله قریه جات متذکره قریه مرکزی ودارای بازارچه خورد غرض رفع ضروریات ساکنین این محل است واز زیبای های فوق العاده برخوردار است
💡 در سختیهای زندگی، داشتن یک دوست یا یاوار وفادار که در لحظات بحرانی در کنار ما ایستاده باشد، بسیار ارزشمندتر از هر ثروت دنیایی است.
💡 او همیشه تلاش میکرد تا به عنوان یک یاوار واقعی برای نیازمندان جامعه باشد و با تمام توان خود در مسیر کمک به دیگران گام بردارد.
💡 در آن دوران تاریخی، سربازان به دنبال یاوار مخلص بودند تا در میدانهای نبرد سنگین، در برابر دشمنان با شجاعت و قدرت در کنار یکدیگر بجنگند.