گیر انداختن

لغت نامه دهخدا

گیر انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، گرفتار کردن. اسیر کردن. به دام افکندن. در تله انداختن. در مخمصه انداختن. مبتلی ساختن. ( یادداشت به خط مؤلف ). گرفتاری ایجاد کردن برای کسی.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - گرفتار کردن بدام انداختن. ۲ - دچار مخمصه کردن.

جمله سازی با گیر انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مجموعه دربارهٔ یک دادستان جوان است که در حین تلاش برای گیر انداختن یک رئیس جنایتکار قدرتمند، کشته می‌شود، اما به او فرصت دوباره‌ای داده می‌شود تا زندگی جدیدی را برای عدالت آغاز کند.

💡 این گروه یکی از نقاط قوت سپاه مسلمانان به حساب می‌آمدند، که میزان موفقیت صلیبیون در مقابله با آن‌ها بستگی به گیر انداختن ترکمن‌ها در شرایط دشوار بود.

💡 اتم‌های کربن باکی بالها می‌توانند با اتم‌ها و مولکولها واکنش دهند بدون آنکه پایداری و ساختمان کروی آنان دچار تغییر یا عیب شود. محققان بسیار علاقه‌مندند تا با اضافه نمودن مولکولهای دیگر به قسمت خارجی یک باکی بال مولکولهای جدیدی را به وجود آورند. همین‌طور در صورت امکان اضافه نمودن و گیر انداختن مولکول‌های کوچک‌تر درون یک باکی بال نیز برای آن‌ها بسیار مورد توجه است.

💡 خاصیت انکساری، انعکاسی و انتقالی شیشه آن را برای تولید عدسی‌های نوری، منشورها و مواد الکترونیک نوری مناسب کرده‌است. الیاف شیشه اکسترود شده به عنوان الیاف یا فیبرهای نوری در شبکه‌های ارتباطی، مواد عایق حرارتی هنگام مخلوط شدن به عنوان پشم شیشه به منظور گیر انداختن هوا، یا در پلاستیک تقویت شده با الیاف شیشه (فایبرگلاس) کاربرد دارند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز