لغت نامه دهخدا
گیاه خواره. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) رجوع به گیاه خوار شود.
گیاه خواره. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) رجوع به گیاه خوار شود.
۱ - ( صفت ) خورند. گیاه. ۲ - جانوری که خوراکش منحصرا گیاهان و علفها باشد علف خوار جمع: گیاه خواران. یا گیاه خواران. ( جمع گیاه خوار ) جانورانی که منحصرا تغذی. آنها از انساج گیاهی باشد از قبیل دامها و انواع گوزنها و آهو ها و برخی حشرات علف خواران. ۳ - ( اسم ) علف زار مرتع: چون ربیع بودی بگیاه خوار از آنجا برفتندی.
💡 می بر حشیش خواره حرام است و از قیاس کون خری دهد به حریصِ گیاه می