لغت نامه دهخدا
گول گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نادان و احمق داشتن. ابله و کانا داشتن.
گول گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نادان و احمق داشتن. ابله و کانا داشتن.
( مصدر ) احمق دانستن ابله پنداشتن.
💡 بیل سایفر میتواند داخل رؤیای یک نفر برود یا با یک نفر معامله کند و او را گول بزند. او همه چیز را میتواند ببیند. وی پس از گرفتن جسم، میتواند با یک بشکن یا اشاره انگشت، هر کاری کند و قدرتی بسیار زیادی پیدا میکند.
💡 دارنل رایت (لارنس) بسیار چربزبان است و به راحتی میتواند زنها را گول بزند. او موفق میشود با زنی زیبا بنام برندی دوست شود و سعی میکند او را گمراه کند، اما برندیِ باهوش دست او را میخواند و تصمیم به گرفتن انتقام از او میگیرد…