گوغر
لغت نامه دهخدا
گوغر. [ غ ِ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان. این دهستان در شمال باختری بافت واقع و حدود آن بشرح زیر است: از طرف شمال به دهستان بلورد و کوه پنج، از خاور به دهستان گیسکان، از جنوب به دهستان فتح آباد و از باختر به دهستان بلورد. موقعیت آن کوهستانی و هوای آن سرد و محصول عمده آن غلات و حبوبات و لبنیات و شغل سکنه زراعت و گله داری است. این دهستان از 34 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 7500 تن است. مرکز دهستان قریه گوغر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
گوغر. [ ] ( اِخ ) نام رودی به کرمان که از کوهستان چهار گنبد سیرجان جاری است و با رشته ای از آبهای کوه شاه می آمیزد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
رودیست در کرمان که از کوهستان چهار گنبد سیرجان جاری است و با رشته ای از آبهای کوه شاه می آمیزد.
نام رودی به کرمان که از کوهستان چهار کنبد سیرجان جاری است و با رشته از آبهای کوه شاه می آمیزد.
جمله سازی با گوغر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵ نفر (۷خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹ نفر (۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱ نفر (۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹ نفر (۹خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان گوغر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۸خانوار) بودهاست.