گوزک
مترادفها
مچ پا، استخوان مچ پا
لغت نامه دهخدا
گوزک. [زَ ] ( اِ ) کعب پا را گویند. ( برهان ). استخوان برآمده کعب پا است، و معرب آن قوزک است، چه گوز به معنی خمیده و کج است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). کعب پا که بجول نیز گویند. ( رشیدی ). قوزک ( در تداول )، کردی گوزک ( استخوان پا )، زازا گوزکه «ژابا ص 369»، دزفولی گوزک «امام ». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ):
گوزک راست گر جهد یک چند
گردد از ناز و کام خشنومند.ناظم اختلاجات ( از رشیدی ).
گوزک. [ زَ ] ( اِ ) گوزک پنبه. غوزه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) غلاف پنبه که هنوز پنبه از آن بر نیاورده باشند غوز. پنبه جوزغه.
گوزک پنبه. غوزه
دانشنامه عمومی
گوزک ( به آلمانی: Goseck ) یک شهر در آلمان است که در Unstruttal واقع شده است. گوزک ۱٬۱۰۶ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با گوزک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای گوزک چرخی از کجایی؟ از کون کدام چارپایی؟
💡 وقتی که در پیادهرویهای طولانی در مسیرهای ناهموار کوهستانی حرکت میکنیم، احتمال آسیب دیدن گوزک پا بسیار زیاد است و باید همیشه مراقب باشیم.
💡 او پس از یک سقوط ناگهانی در هنگام بازی فوتبال، دچار آسیب شدیدی در ناحیه گوزک شد که نیاز به درمان و فیزیوتراپی طولانیمدت داشت.
💡 برای جلوگیری از پیچ خوردن گوزک در هنگام انجام ورزشهای سنگین، استفاده از مچبندهای مخصوص طبی و کفشهای استاندارد بسیار توصیه میشود.