گهرفروش
لغت نامه دهخدا
گهرفروش. [ گ ُ هََ ف ُ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرفروش:
قدر گهر جز گهرفروش نداند
اهل ادب را ادیب داند مقدار.فرخی.در باغ کنون حریرپوشان بینی
بر کوه صف گهرفروشان بینی.منوچهری.رجوع به گوهرفروش شود.
جمله سازی با گهرفروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در باغ کنون حریرپوشان بینی برکوه صف گهرفروشان بینی
💡 آن گهرفروش قدیمی در بازار بزرگ شهر، با مهارت و تجربه بسیار زیاد، بهترین سنگهای قیمتی را به خریداران مختلف و تجار ارائه میداد.
💡 مشتریان برای خرید الماس و یا یاقوتهای اصل، همیشه به سراغ آن گهرفروش مشهور میرفتند که به صداقت و کیفیت کالاهایش شهرت بسیار داشت.
💡 گهرفروش با دقت بسیار زیادی هر یک از سنگهای درخشان را زیر نور بررسی میکرد تا از اصالت و ارزش واقعی آنها مطمئن شود.