گندبو

لغت نامه دهخدا

گندبو. [ گ ُ ب ُ ] ( اِخ ) پادشاه بورگونی، عموی کلوتیلد که در سال 516 م. مرده است.

جمله سازی با گندبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل وجود و هستى هر موجودى نمى تواند به آن، ارزشى اعطاء كند مگر آنگاه كه وجود رابا عدم و نيستى بسنجيم. و الا خود وجود (فى نفسه ) نمى تواند شرافت و ارزشموجود را ارائه دهد؛ زيرا اينگونه وجود و هستى بسيط و ساده، براى پست ترين موجوداتمانند كرمها و حشرات گندبو و خيزدوك ها نيز فراهم آمده است.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز