لغت نامه دهخدا
گلوجار. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رمشک بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت واقع در 45000گزی شمال باختری ساردوئیه و 17000گزی شمال راه مالرو بافت به ساردوئیه. دارای 15 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
گلوجار. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رمشک بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت واقع در 45000گزی شمال باختری ساردوئیه و 17000گزی شمال راه مالرو بافت به ساردوئیه. دارای 15 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان رمشک بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان روز کز گلوی حسین خون، به خاک ریخت جاری ست خون ز دیدهٔ خیرالنسا هنوز