گرد خوردن

لغت نامه دهخدا

گرد خوردن. [ گ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گردآلود شدن. ( آنندراج ):
میخورد گرد عبث محمل لیلی در دشت
نیست جز عشق تمنای دگر مجنون را.صائب ( از آنندراج ).آزادگان بجای رسیدند و ما همان
زآن رهروان که گرد پس کاروان خورند.نظیری ( از آنندراج ).

جمله سازی با گرد خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرد خون خوردن نه ای، همکاسه گردون مشو لقمه این سفره کار سنگ با دندان کند