لغت نامه دهخدا
گاو جنگی. [ وِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاو نر که آن را برای جنگیدن تربیت کنند:
کل همچو گاو جنگی هر کس بینه بزنه
در شان کل خدا گفت کلا لینبذن.اشعری مازندرانی ( در باب پهلوان کچل ).
گاو جنگی. [ وِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاو نر که آن را برای جنگیدن تربیت کنند:
کل همچو گاو جنگی هر کس بینه بزنه
در شان کل خدا گفت کلا لینبذن.اشعری مازندرانی ( در باب پهلوان کچل ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخوان گاو کایشان دو شیر نرند ز پیلان جنگی به کین برترند