کوکنک

لغت نامه دهخدا

کوکنک. [ کو ک َ ن َ ] ( اِ مصغر ) مصغر کوکن است که جغد باشد و آن پرنده ای است به نحوست مشهور. ( برهان ) ( آنندراج ). کوکن یعنی جغد کوچک. ( ناظم الاطباء ):
آواز نای و حسن کجاسیرگاه تو
ویرانه ها و خلق در آن همچو کوکنک.خیالی سبزواری ( از فرهنگ رشیدی ).الصخد؛بانگ کوکنک. ( مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با کوکنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوکنک پیش او چو نهد سینه بر زمین فریاد و نعره دارد چون بر هوا کلنگ

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز