لغت نامه دهخدا
کوکناری. ( ص نسبی ) افیون خوران را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || مانند کوکنار. به هیئت کوکنار. همچون کوکنار. رجوع به کوکنار شود.
کوکناری. ( ص نسبی ) افیون خوران را گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || مانند کوکنار. به هیئت کوکنار. همچون کوکنار. رجوع به کوکنار شود.
افیون خوران را گویند. مانند کوکنار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتمش با شوخ کوکناری رخم از توست زرد دامن خود برکفم داد و سخن را صاف کرد
💡 هر آن کس که بیخواب شد ز نهیبش نخوابد سبک دیگر از کوکناری
💡 شقایقیان یا کوکناریان (Papaveraceae) (براساس فرهنگستان زبان) یا براساس برخی منابع تیره خشخاش، خشخاشیانیکی از تیرههای گیاهی است.