لغت نامه دهخدا
کوسرون. [ س ُ ] ( اِ ) سرین و نشستنگاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
کوسرون. [ س ُ ] ( اِ ) سرین و نشستنگاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از علمای سیاسی با زمینه مارکسیسم مانند سرج کوسرون، حیطه حزب کمونیست فرانسه را محدود میکنند اما هیچ اتفاق آرای واقعی حول آن نیست. خیلی از چپها با عقاید ضد آمریکایی قوی، ضد جهانی سازی، مخالفت با ناتو و رد ادغام اروپا سعی میکنند که از تأثیر منفی و کاهنده همگرایی آنها با دستهبندی چپ رادیکال ـ با استفاده از مثال چپ چپ اجتناب کنند. این میتواند منعکسکننده یک نظریه فرهنگی مبهم باشد.