کنست

لغت نامه دهخدا

کنست. [ ک َ ن َ ] ( اِ ) آتشکده و آتشخانه. ( برهان ) ( آنندراج ). آتشکده را نامند و آن را کنشت نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). آتشکده. ( ناظم الاطباء ):
تویی معبود در کعبه و کنستم
تویی مقصود در بالا و پستم.مولوی ( از جهانگیری ).رجوع به کنشت شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - معبد یهودان ( خصوصا ). ۲ - عبادتگاه کافران ( عموما ): تنها نه منم خان. دل بتکده کرده در هر قدمی صومعه ای هست و کنشتی. ( حافظ )

دانشنامه آزاد فارسی

کِنِسِت (Knesset)
پارلمان تک مجلسی رژیم اشغالگر قدس مرکب از ۱۲۰ نماینده که برای دوره ای چهار ساله انتخاب می شوند.

جمله سازی با کنست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعتباری که اعضای کیبوتص‌ها در اسرائیل در دهه 1960 از آن برخوردار بودند در کنست منعکس شد. اگرچه تنها 4 درصد از اسرائیلی ها اعضای کیبوتص بودند،کیبوتص ها 15 درصد اعضای پارلمان اسرائیل را تشکیل می دادند.

💡 نفس لطف تو چون باد صبا روح فزاست شعله ی قهر تو چون باد صبا خانه کنست

💡 در پایان بیست و سومین دوره کنست، سیزده فراکسیون در پارلمان حضور داشتند. احزاب این فراکسیون‌های پارلمانی همه لیست‌هایی را برای شرکت در انتخابات سال ۲۰۲۱ انتخاب می‌کنند یا عضو این لیست‌ها هستند، به استثنای خانه یهودی.

💡 تعداد قضات دیوان عالی به وسیله تصمیم کنست تعیین می‌شود. در حال حاضر دیوان عالی ۱۵ فاضی دارد.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز