کندرک

لغت نامه دهخدا

کندرک. [ ک ُ دُ رَ ] ( اِ ) صمغی باشد که آن را بجاوند و آن را علک خائیدنی هم می گویند و گویند مصطکی همانست.( برهان ) ( آنندراج ). کندرو. مصطکی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با کندرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه فیض آباد کندرک ۳ مربوط به سده‌های ۹–۵ ه.ق است و در شهرستان زهک، بخش جزینک، دهستان خمک، ۵۰۰ متری جنوب شرقی روستای لچوی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۳۱۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه کندرک ۱ مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زابل، روستای سهراب غلامی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۴۸۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 محمداعظم سیستانی در کتاب سیستان بعد از اسلام، در مورد قلعه آورده است: قلعه فرخ و قلعه ترقون و خرابه‌های کندرک در امتداد قلعه رمرود، آثار تاریخی متعلق به بعد از دوره تیمور می‌باشد.

💡 تپه کندرک ۲ مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زابل، روستای سهراب غلامی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۴۸۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه حاجی عوض کندرک ۴ مربوط به سده‌های ۷–۳ ه.ق است و در شهرستان زهک، بخش جزینک، دهستان خمک، ۳۰۰ متری جنوب غربی روستای لچوی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۳۱۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.