کمیش

لغت نامه دهخدا

کمیش. [ ک َ ] ( ع ص ) مرد تیزرو و سبک و کافی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرد تیزرو. ( از اقرب الموارد ). || اسب خردنره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مادیان خردپستان. ( ناظم الاطباء ). اسب خردپستان. ( از اقرب الموارد ). || زن خردپستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || رجل کمیش الازار؛ مرد برچیده ازار. ( منتهی الارب ). مرد برچیده ازار و پاچه ورمالیده. ( ناظم الاطباء ). برچیده ازار و آن مثلی است در کوشش و عزیمت و آمادگی و اضافه کردن کمیش به ازار از باب مجاز است چنانکه گویند: عفیف الحجزه و نقی الحبیب. ( از اقرب الموارد ). برچیننده و استوارکننده ازار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مستعد و آماده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

مرد تیز رو و سبک و کافی. مرد تیز رو یا مادیان خرد پستان

جمله سازی با کمیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه کمیش قلی‌آباد مربوط به دوره مس و سنگ میانی است و در شهرستان هرسین، بخش بیستون، روستای قلی‌آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 صورتهای دیگر نوشتاری: کوموش دپه، کمیش دپه (مورد تأیید مشاهیر زبان و ادبیات شهر)

💡 گونه‌های جانوری آن شامل پلنگ، گربه وحشی، گراز، خرس، قوچ، کمیش، قرقاول، کبک، شاهین و انواع ماهی‌های غضروفی می‌شود.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز