کلکی

لغت نامه دهخدا

کلکی. [ ک ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کِلک. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کِلک و کلکین شود.
کلکی. [ ک َ ل َ ] ( ص نسبی ) از روی حقه و مکر. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کَلَک شود. || شخص هرزه. ( فرهنگ فارسی معین ). هرزه گرد وهرجایی. ( ناظم الاطباء ). اهل فساد. زن تباه کار. زنی نابسامان. زن بدعمل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلکی. [ ک َ ل َ ] ( اِ ) پری باشد که در بزم و رزم بر سر بزنند و به ترکی جیغه خوانند. ( برهان ). جیغه و پری که در بزم و رزم پادشاهان و جوانان خوش صورت و مردمان شجاع و دلاور بردستار و کلاه زنند ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کَلَل شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به کلک
پری باشد که در بزم و رزم بر سر زنند و به ترکی جیغه خوانند.جیغه و پری که در بزم ورزم پادشاهان و جوانان خوش صورت و مردمان شجاع و دلاور بر دستار و کلاه زنند.

دانشنامه عمومی

کلکی ( به لاتین: Kələki، به ارمنی: Քաղաքիկ کاغاکیک ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان اردوباد واقع شده است.   کلکی ۴۶۳ نفر جمعیت دارد.
کَلَه در واقع همان قلعه در زبان فارسی است و کی تغییریافته واژه کوه است و کلکی یعنی قلعه کوه.

جمله سازی با کلکی

💡 کلکی که به دستم استوار است در دست علی چو ذوالفقار است

💡 ساختن کلکی که گنگی می نیابد در بیان آختن تیغی که کندی می نبیند در ضراب

💡 کلکی که صورت من و آن دلربا کشید افکند طرح دوری و از هم جدا کشید

💡 کلکی که بخواند به صریر آنچه نویسد وین سهل‌ترین معجز آن کلک و صریرست

💡 کلکی ‌که به سر منزل معنی‌ست عصایم صد شمع توان ریختن از رشتهٔ نالش

💡 کلکی است ناتوان به کف کافیش که تیغ با آن همه نفاق ورا چاکری کند

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز