لغت نامه دهخدا
کلفس. [ ک َ ل َ ] ( اِ ) کرفس. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کرفس شود.
کلفس. [ ک َ ل َ ] ( اِ ) کرفس. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کرفس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اریحا-جهنم-خاخام-دم (خون)-دنح، دنحااِرمی-شباطŠebāt-شماس، شماشا-شنبهŠabbat-طوبی Tova-غارOrēn-فِسح، فِصح-قارون-قمع، قمعانQamhآرد-کبورKebbūr-کرسنهKaršīna-کرفس، کلفس، کرسب، کرسفKarapas-کُرکُمKarkom(زعفران)-کروبیCherub-کنشت KenesthپهلویKanašyā-لاهوت-لَبانLebōna-مجله، مغیلا-مَن (هرتری لشک؟ که بردرخت و سنگ بسته (منعقد) شود)-مُهَیمِن-ناسوت-هَوَرقلیا-رخش (سریع الحرکت)-سوسن (شوشن)-آمین-ساعت