لغت نامه دهخدا
کانف. [ ن ِ ] ( ع ص ) عدول کننده و برگردنده. ( از تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ).
کانف. [ ن ِ ] ( ع ص ) عدول کننده و برگردنده. ( از تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود وارد آمدن خسارات بالا به آلمانیها، حمله سپاه ۴ مکانیزه شوروی با تعداد اندکی تانک در نهایت به جایی نرسید تا بودیونی به استاوکا گزارش کند «تمامی تلاشها برای عقب کشیدن ارتشهای ششم و دوازدهم به سمت شرق و شمال شرقی بیثمر هستند.» تا ۱ اوت ارتش بیست و ششم شوروی تا رود دنیپر عقبنشینی کرد اما همچنان گذرگاههایی را در رژیشچف و کانف در اختیار داشت.