کاشنبه

لغت نامه دهخدا

کاشنبه. [ شَم ْ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوندپوربخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در 33هزارگزی شمال خاوری شاه آباد و 9هزارگزی شمال چهار زبر. کوهستانی و سردسیر و دارای 265 تن سکنه. آب از قنات. محصول آن غلات آبی و چغندر و حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری. راه فرعی به شوسه دارد. در سه محل بفاصله 2 الی 3هزارگزی واقع به کاشنبه بالا، کاشنبه پائین و کاشنبه لک مشهور است. سکنه بترتیب 454، 209، 30نفر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با کاشنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرآب کاشنبه یا سرآب کاشمه یک دریاچۀ طبیعی کوچک است که در روستای سرآب کاشنبه در استان کرمانشاه قرار دارد. سرآب کاشنبه یک چشمه کارستی دائمی است که از ارتفاعات غربی دشت ماهیدشت سرچشمه می‌گیرد. دسترسی به این سرآب از جادۀ چهارزبر به کوزران، امکانپذیر است.

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز