کارتکس
فرهنگ معین
(تِ ) [ انگ. ] (اِ. ) ۱ - قفسة کشوداری که در کشوهای آن کارت های مربوط به مشخصات کتاب ها، مجلات و مانند آن ها نگه داری می شود. ۲ - کارتی که روی آن زمان ورود یا خروج کالای موجود نوشته می شود. ۳ - کارت زن. ۴ - کارد پهن و دسته داری که نقاشان در و پنجره و ساخ
ویکی واژه
قفسة کشوداری که در کشوهای آن کارتهای مربوط به مشخصات کتابها، مجلات و مانند آنها نگه داری میشود.
کارتی که روی آن زمان ورود یا خروج کالای موجود نوشته میشود.
کارت زن.
کارد پهن و دسته داری که نقاشان در و پنجره و ساختمان و اتومبیل را با آن بتونه میکنند.
جمله سازی با کارتکس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پرستاران در بخشهای مراقبتهای ویژه، باید با دقت بسیار بالایی تمامی اطلاعات حیاتی بیمار را در کارتکس مربوطه ثبت و مستندسازی کنند.
💡 مطالعه دقیق کارتکس هر بیمار به تیم پزشکی کمک میکند تا روند بهبود یا وخامت وضعیت او را در طول شیفتهای کاری مختلف پیگیری نمایند.
💡 در بیمارستانهای مدرن، کارتکسهای دیجیتال جایگزین نسخههای کاغذی شدهاند تا دسترسی سریعتر و دقیقتر به تاریخچه پزشکی بیماران در تمامی بخشها فراهم شود.