لغت نامه دهخدا
چمازکلا. [ چ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان بیشه بخش مرکزی شهرستان بابل که در 5 هزارگزی جنوب خاوری بابل و یکهزارو پانصدگزی خاور راه شوسه بابل به گنج افروز واقع است. دشت و معتدل است و 255تن سکنه دارد. و آبش از فاضلاب چشمه جنید. محصولش برنج، صیفی، غلات، پنبه، پیاز و کنف. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
چمازکلا. [ چ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ناتل رستاق بخش نور شهرستان آمل که در 12 هزارگزی جنوب خاوری سولده و 7هزارگزی جنوب راه شوسه کناره واقع است. دشت و معتدل است و 110 تن سکنه دارد. آبش از وازرود. محصولش برنج و مختصر غلات. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
چمازکلا. [ چ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مشک آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی که در 6 هزارگزی جنوب خاوری جویبار واقع است. دشت و معتدل است و 70 تن سکنه دارد. آبش از چاه. محصولش برنج، غلات، پنبه و صیفی. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).