لغت نامه دهخدا
چمار. [ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای از مزارع کوهستان سیرجان کرمان است.». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 263 ).
چمار. [ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای از مزارع کوهستان سیرجان کرمان است.». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 263 ).
چمار (جمع چمارها)
[چِمار] چم، معنی، معنا (پیشنهاد محمد حیدری ملایری).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنگليها در شوال 1336 ق. به زرادخانه انگليسيها در رشت كه در جاده چمار سرا -پسيخان واقع شده بود شبيخون زدند. اما انگليسيها با كمك هواپيماها، توپخانه و اسلحههاى سنگين توانستند آنان را به عقب نشينى وادار كنند. جنگليها هر روز، تقريبا در يك حملهچريكى به انگليسيها و روسها به آنان ضرباتى وارد مى ساختند.