چسپانده

لغت نامه دهخدا

چسپانده. [ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) دو و یا چند چیز بهم ملصق کرده. ( ناظم الاطباء ). دوسانده. دو چیز بهم چسبیده. دو یا چند چیز بوسیله چسپ یا غیر آن بهم ملصق شده. || ( اِ ) دو کاغذ با هم ملتصق که بکار مشق آید و در هندوستان آنرا «وصلی » خوانند، و آن من حیث الترکیب ترجمه وصلی است. ( آنندراج ). کاغذ دولائی بهم چسبیده که در روی آن مشق خطکنند. ( ناظم الاطباء ). در قدیم قسمی از کاغذ بوده که دو کاغذ بهم چسپیده بود. ( فرهنگ نظام ):
با رقیب آن مه سریشم اختلاط افتاده است
شست وشوی نیک خواهم داد آن چسپانده را.اشرف ( از آنندراج ).چو برکار گشتم بدوکان او
باندازه خط فرمان او
ندیدم بجز اشک افشانده ای
ندیدم بجز غیر چسپانده ای.
میرزاطاهر وحید ( در تعریف صحاف، از آنندراج ).
رسا شد [ کذا ] مشق یکتایی مرااز جلوه غیرش
به مکتب خانه وحدت دوئی چسپانده من شد.رایج ( از آنندراج ).بهار آمد که جوشد زآتش گل باز خون من
گل رعنا بود چسپانده ٔمشق جنون من.واعظ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دو و یا چند چیز به هم ملصق کرده. دو چیز بهم چسپیده.

جمله سازی با چسپانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما اگر بخواهيم روح هجرت و جهاد را در همه جبهه ها، اعم از مادى و معنوى به دست مىآوريم مى بينيم هجرت يعنى جدا شدن، خود را جدا كردن از آنچه به انسان چسپيده ياانسان خود را به آن چسپانده است، و جهاد يعنى درگيرى، چه جهاد با دشمن و چه جهاد بانفس.

💡 هجرت و جهاد دو چيزى هستند كه اگر نباشند، براى انسان جز زبونى و اسارت چيزىباقى نمى ماند. يعنى انسان آن وقت به معنى حقيقى انسان است كه زبون آنچه به واحاطه پيدا كرده و به او چسپيده است يا خودش را به آن چسپانده، نباشد و الا اگر انسان، زبون محيط مادى و يا زبون محيط معنوى اى باشد كه در آن زيست مى كند، انسان آزادبه معنى واقعى نيست، انسانى اسير و زبون و بيچاره است.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز