پیگ

لغت نامه دهخدا

پیگ. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) فیج. پیک ( چون معرب آن فیج است با کاف فارسی باید ). صاحب آنندراج گوید که پیک با کاف تازی خطاست. رجوع به پیک شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیک قاصد.

جمله سازی با پیگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به پپا پیگ، والاس و گرومیت: نفرین موجود خرگوش‌نما، سرود کریسمس: فیلم، لورنا دون و اصلاح سه‌تیغ اشاره نمود.

💡 با این وجود، از آنجا که استفاده از پیگ‌رانی هوشمند – چه خارجی و چه ساخت داخل – هنوز در کشور ما بسیار محدود است و پیگ‌رانی معمولی، استفادهٔ گسترده‌ای دارد، که تمامی موارد آن قابلیت ارتقاء به پیگ‌رانی هوشمند را دارند.

💡 سینه را خسته ز شمشیر قدر می بیند دیده را سفته ز پیگان قضا می یابد

💡 پیگ‌رانی هوشمند، توسط پیگ‌های هوشمند انجام می‌شود که وظایفی از قبیل نظارت بر بدنهٔ لوله و ضبط اطلاعات هندسی لوله را نیز به عهده دارند.

💡 لازم است قطعات الکترونیکی این نوع پیگ، برای جلوگیری از ورود محتویات خط لوله و در برخی موارد به دلیل وجود مواد خورنده و با دمای بسیار بالا، به‌طور کامل آب‌بندی شوند.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز