پیلاطس، با عنوان کامل پُنطیوس پیلاطس، حاکم رومی ایالت یهودیه در دوران عیسی مسیح بود. وی در حدود سالهای ۲۹ میلادی از سوی امپراتوری روم به این سمت منصوب شد و پایتخت اداری او شهر قیصریه بود. وی در مناسبتهای خاص، از جمله اعیاد یهودی، برای نظارت بر امور به اورشلیم میآمد و در آنجا در محکمه به داوری مینشست. با این حال، حکمرانی او به دلیل سختگیریها و ظلمهای فراوان، نزد مردم یهود محبوب نبود و او همواره منافع شخصی خویش را بر عدالت ترجیح میداد.
مهمترین رویداد دوران زمامداری وی، محاکمه و تسلیم عیسی مسیح به رهبران یهودی بود. او با وجود اعتراف به بیگناهی عیسی و اعلام این که «هیچ جرمی در او نمییابم»، تحت فشار جمعیت و برای حفظ موقعیت سیاسی خود، حکم به مصلوب شدن او داد. وی حتی در برابر فریادهای مردم که میگفتند: «خون او بر ما و فرزندان ما باد!»، تسلیم شد و عیسی را به صلیب سپرد. این اقدام او هرچند با تردید همراه بود، اما نشاندهنده ضعف اخلاقی و اولویت منافع شخصی بر حقمداری است. با این حال، در مواردی همچون تغییر ننوشتن عنوان روی صلیب عیسی، در برابر خواست یهودیان مقاومت کرد.
پس از حادثه مصلوب شدن، برخی نشانهها حاکی از پشیمانی وی است؛ از جمله دستور او برای حفاظت از قبر عیسی با گماشتن محافظ. اما در نهایت، دوران حکومتش به دلیل خشونتهای پی در پی به پایان رسید. در سال ۳۶ میلادی، پس از شکایت مردم سامره از او به وایتلیوس، حاکم سوریه، پیلاطس به رم فراخوانده شد تا در برابر امپراتور پاسخگو باشد. گفته میشود او پس از تبعید به شهر وین در منطقه گل، به زندگی خود پایان داد. سرنوشت پیلاطس در تاریخ به عنوان نمادی از ضعف در اجرای عدالت، باقی مانده است.
پیلاطس. [ طُ ] ( اِخ ) حاکم قدس از جانب رومیان در زمان مسیح. صاحب قاموس مقدس آرد: پیلاطس ( یوحنا 19:1 ) که او را پنطیوس پیلاطس می گفتند ( متی 27:2 ) و او شخصی بود که در سال 29 م. از جانب رومیان حاکم یا نایب الحکومه یهودیه بود و چند سال قبل و بعد از صعود عیسی حکومت مینمود. پای تختش قیصریه بود و باورشلیم آمده درمحکمه قوم را داوری مینمود. ( یوحنا 18:28 ) لکن حکومتش بواسطه کثرت ظلم و سخت دلی پسندیده یهود نبود وهمواره طالب منفعت ذاتی خود بود علاوه بر اینها عیسی مسیح را با وجود عدم تقصیر به یهود تسلیم کرد و حال آنکه خود بذاته اقرار نمود براین که خطائی که موجب قتل باشد در او نیافتم. لکن از قرار معلوم تسلیم کردن حضرت مسیح به یهود محض محافظت ولایت و خشنودی یهود بود و با وجودیکه بر برائت و پاکی او اقرار نمود بازبواسطه کثرت صداهای وحشیانه که میگفتند صلیبش کن خونش بر گردن ما و اولاد ما باد، بدین مطلب تن در داده وی را بدیشان سپرد و اگر فی الحقیقه پیلاطس شخص محترم و نجیب و عادلی میبود آن شخص مقدس را که بی گناه بوداز دست دشمنانش خلاصی می بخشید چنانکه خواهش یهود را در خصوص تغییر نوشته صلیب رد نمود ( یوحنا 19:19 - 22 ) اما امکان دارد که از کرده خود پشیمان شده باشد زیرا که کشیکچیان را بر قبر مسیح گذارد تا جسدش را محافظت کنند ( متی 27:62 - 66 ) و در سال 36 میلادی سامریان که آتش یاغی گری ایشان را با خونریزی کلی فرو نشانده بود شکایت او را بحضور واتیلوس حاکم سوریه بردندو او پیلاطس را بروم فرستاد تا به امپراطور جواب دهدو قبل از ورود او طبریوس وفات کرد. گویند که کلیگیولا ( کالیگولا ) او را اخراج بلد نموده به وین فرستاده وآن شهری بود که رود رون در ولایت غلاطیه بنا شده بود و در آنجا خود را بقتل رسانید. ( قاموس کتاب مقدس ).
پیلاطُس ( ـ ح ۳۶م)(Pilate)
(یا: پونتیوس پیلاتوس) والی رومی یهودیه (۲۶ـ۳۶م). به روایت اناجیل عهد جدید، به سبب پافشاری مردم، عیسی مسیح را تسلیم یهودیان کرد تا مصلوبش کنند (متی ۲۷؛ یوحنا ۲۸،۱۸ـ۱۹، ۴۲). پیلاطس رابطۀ خوبی با یهودیان نداشت. اعمال او بارها بلوا برانگیخت و در ۳۶م به رم فراخوانده شد تا دربارۀ سرکوب بی رحمانۀ شورشی در سامریه توضیح دهد. ائوسیبوس، مورخ یونانی، می گوید پیلاطس پس از تصلیب عیسی خودکشی کرد، اما روایت دیگری ادعا می کند که او مسیحی شد. کلیسای قبطی اتیوپی و کلیسای ارتُدوکس یونان پیلاطس را قدیس و شهید می دانند.