پیل پایه
لغت نامه دهخدا
پیلپایه. [ پا ی َ/ ی ِ ] ( اِ مرکب ) پیلپای. ستونی را گویند که از گچ و سنگ سازند و بر بالای آن پایه های طاق گذارند. ( برهان ). پایه ای که از گچ و سنگ بردارند. پی جرز و مجردی ( در بناء ). ستون بزرگ: در این رواق که طاقهای آن بر پیلپایه هاست قبه ای است. ( سفرنامه ناصرخسرو ص 40 ). شبها در مسجد میگشتم و زار زار میگریستم و سر خود بر پیلپایه میزدم. ( رشحات علی بن حسن کاشفی ).
جمله سازی با پیل پایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اخیراً تحقیقات بسیار وسیعی بر روی پیلهای سوختی و هیدروژنی صورت گرفته که در این نوع پیلها مواد سوختی با پایه هیدروکربنی و نیز هیدروژن بدون واسطه و با راندمان بسیار بالا به اختلاف پتانسیل الکتریکی تبدیل میشود.