لغت نامه دهخدا
پیل افکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل پیل افکن:
دگر ره سوی جنگ پرواز کرد
به پیل افکنی جنگ را ساز کرد.نظامی.
پیل افکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل پیل افکن:
دگر ره سوی جنگ پرواز کرد
به پیل افکنی جنگ را ساز کرد.نظامی.
عمل پیل افکن: دگر ره سوی جنگ پرواز کرد به پیل افکنی جنگ را ساز کرد. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه عشق است به پیل افکنی رخ بمن آرد چون کنم بیدق خود را که در این مرحله ماتم