پیش قسط

مترادف‌ها

پیش‌پرداخت

لغت نامه دهخدا

پیش قسط. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) مساعده. || قسمت نخست از چند قسمت وجهی که بعاجل دهند و اقساط دیگر را به آجل. یک حصه از چند حصه پرداخت پولی. || بیعانه.

فرهنگ معین

(قِ ) (اِمر. ) ۱ - مساعده، وجهی که پیشکی دهند. ۲ - قسمت نخست از چند قسط. ۳ - بیعانه.

فرهنگ عمید

قسمت اول از پولی که باید به اقساط داده شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مساعده وجهی که پیشکی دهند. ۲-قسمت نخست از چند قسمت وجهی که پیشکی دهند و بقیه را باقساط. ۳- بیعانه.

ویکی واژه

مساعده، وجهی که پیشکی د
قسمت نخست از چند قسط.
بیعانه.

جمله سازی با پیش قسط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وبعد ازمدتی کنسرسیوم نخستین پیش قسط را دادچکی به مبلغ سه هزار تومان که پول زیادی بود.

💡 مشتری برای اینکه بتواند روند پرداخت اقساط ماهانه خود را تسهیل کند، تصمیم گرفت مبلغی را به عنوان پیش قسط به حساب شرکت مربوطه واریز و تسویه نماید.

💡 در قراردادهای بانکی جدید، گاهی اوقات از مشتریان خواسته می‌شود که قبل از شروع دوره اصلی پرداخت، مبلغی را به عنوان پیش قسط به عنوان ضمانت پرداخت کنند.

💡 با پرداخت مبلغ پیش قسط، شما می‌توانید از جریمه‌های احتمالی ناشی از تاخیر در پرداخت‌ها جلوگیری کرده و اعتبار مالی خود را نزد موسسه وام‌دهنده حفظ و نگهداری کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران