پیش شاخ

لغت نامه دهخدا

پیش شاخ. ( اِ مرکب ) جامه ای بود مانند فرجی که پیش آن باز باشد و اکثر و اغلب زنان پوشند. ( جهانگیری ). جامه پیش گشوده. جامه پیش بازی چون نیم تنه. فرجی و جامه پیش باز را گویند که بیشتر زنان پوشند. ( برهان ). جامه که پیش دامن آن باز باشد. ( انجمن آرا ):
آن پیش شاخ شرب ( ؟ ) چه شوخست در نظر
گویند کان درخت گل از گلستان کیست.نظام قاری ( دیوان البسه ).در پیش شاخ آمدم از دگمه ها به یاد
چون غنچه جلوه داد بر اطراف جویبار.نظام قاری ( دیوان البسه چ استانبول ص 46 ).

جمله سازی با پیش شاخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جامی به هزار بیم در پیش شاخی به هزار حیله در چنگ

💡 آن پیش شاخ شرب چه شوخست در نظر گویندگان درخت گل از گلستان کیست

💡 کشیدم از غم زلف تو در چمن آهی چو پیش شاخ گلی جعد سنبلی برخاست