«پچنگ» یا «پاتزیناس» قومی از نژاد تاتار است که در قرن نهم میلادی در ساحل دریای سیاه، میان مصب رود دانوب و رود دُن سکونت گزیدند. این قوم در ابتدا با دولت بیزانس متحد بودند و به نوعی در سیاستهای منطقهای نقش داشتند. اما به تدریج، رفتارهای آنان موجب نگرانی و دهشت امپراطوری روم شرقی شد. در قرن یازدهم، سپاهیان روم به رهبری آلکسیس کومنن به جنگ با پچنگها پرداختند و در سال 1091 میلادی در نبردی در لبورنیون، آنان را با شکست فاحشی مواجه کردند. این شکست به تدریج به کاهش قدرت و نفوذ پچنگها منجر شد. در قرن دوازدهم، این قوم به دست ژان کومنن به طور کامل منقرض شدند و دیگر اثری از آنان باقی نماند. پچنگها به عنوان یکی از اقوام مهم در تاریخ منطقه دریای سیاه و روابط بینالمللی آن زمان شناخته میشوند و تأثیرات آنان بر تاریخ منطقه قابل توجه است.
پچنگ
لغت نامه دهخدا
پچنگ. [ پ ِ چ ِ ن ِ ] ( اِخ ) ( قوم... ) یا پاتزیناس قومی از نژاد تاتار که در قرن نهم میلادی بر ساحل دریای سیاه میان مصب رود دانوب و رود دُن سکونت گزیدندو با دولت بیزانس متحد بودند ولی چون تدریجاً موجب دهشت امپراطوری روم شرقی گردیدند در قرن یازدهم سپاهیان روم با آنان جنگ درپیوستند و آلکسیس کومنن سردار آن دولت بسال 1091م. در لبورنیون آنان را شکستی فاحش داد و در قرن دوازدهم این قوم بدست ژان کومنن منقرض گردیدند ( 1123 م. ).
جمله سازی با پچنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این اثنا سواران ترکتبار اوغوز و پچنگ سپاه سلجوقی که در جناح اردوی بیزانس بودند، بنا بر نقشهای که از قبل با سپاه سلجوقی طرح کردهبودند؛ به سپاهیان سلجوقی پیوستند.
💡 پس از سقوط خزرها، سرزمین آلان اغلب با بیزانسیها و حاکمان مختلف گرجستان برای محافظت در برابر تجاوزات مردم استپ شمالی مانند پچنگهاها و قبچاقها متحد میشدند.