پول زرد

لغت نامه دهخدا

پول زرد. [ ل ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پول از طلا. رجوع به پول شود.

جمله سازی با پول زرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گويد: هنوز از نزد او بيرون نرفته بودم كه وفات كرد چون فردا شد بامداد امام حسنبر منبر ايستاد و اين خطبه را خواند پس از حمد و ستايش خدا فرمود: اى مردم در اين شببود كه قرآن نازل شد و در اين شب عيسى بن مريم بالا رفت و در اين شب يوشع بن نونكشته شد و در اين شب اميرالمؤ منين از دنيا رفت، به خدا هيچ كدام از اوصياى پيغمبرانگذشته پيش از پدرم به بهشت نروند و نه ديگران و چنان بود كهرسول خدا كه او را به جبهه جهادى مى فرستادجبرييل از سمت راستش به همراه او نبرد مى كرد وميكاييل از سمت چپش پول زرد و سفيدى از او به جا نمانده جز هفتصد درهم كه از حقوق خودپس انداز كرده بود تا خادمى براى خانواده خود بخرد.(394)

💡 O صراف باشى. كه آن چه پول زرد و سفيد به خزانه مى رسيد صرافى مى كرد و در كيسه ها مى ريخت و مهر مى كرد.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز