پوزار

لغت نامه دهخدا

پوزار. [ پ ُ ] ( اِ مرکب ) شکسته پاافزار ( از پا و افزار ) کفش. پاپوش. چموش. پاچنگ. پازنگ. پاژنگ. پاچیله. پاهنگه. پای افزار. پایزار. و بالاخص کفش درشت و خشن و گنده و بددوخت روستائیان. اربی. پابزار. چارغ.
- امثال:
از پردویدن پوزار پاره می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاافزار
شکسته پا افزار کفش

جمله سازی با پوزار

💡 سواس و پوزار، همان «پاافزار» کفشی که با برگ خرمای وحشی می‌بافند.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز