پلر
لغت نامه دهخدا
پلر. [ پ َ ل َ ] ( اِخ ) ( کوه... ) کوهی در کجور مازندران و قریه فیروزآباد در دامنه آن واقع است. ( سفرنامه مازندران و استراباد تألیف رابینو ص 109 ).
فرهنگ فارسی
کوهی در کجور مازندران
جمله سازی با پلر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما دخالتهای سیوه پلر خوپاک و برادر و جانشینش، کودو زولوش، در امور میانرودان (تا نقاط دوردستی مانند حلب) زیاد به طول نکشید.
💡 اما معروفترین سوکل مخ این سلسله، سیوه پلر خوپاک است که حداقل به مدت دو سال، قدرتمندترین فرمانروای خاور نزدیک بود.
💡 ترتیب شاهان دورهٔ سوکل مخها به این صورت است: «اپرتی (ابارات)، شیلخخه، سیروک توخ، سیوه پلر خوپاک، کوک گیرمش، اته خوشو، تمتیخلکی، و کوک نشو».