پرگرینوس
لغت نامه دهخدا
پرگرینوس. [ پ ِ رِ ] ( اِخ ) یکی از حکمای کلبی یونان قدیم در مائه دوم میلادی. مولد وی در جوار لاپسکی. او سفری به فلسطین شد و دین ترسا پذیرفت و سپس آن دین را ترک گفت و بزمره حکمای کلبی پیوست و به روما و آطنه رفت. افکار و اطوار غریبه او جلب انظار مردم کرد و در یکی از بازیهای المپ خویشتن را بسوخت. ( الاعلام ج 2 ص 1499 ).
جمله سازی با پرگرینوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قانون محدودیتهای بیشتری را در مورد اینکه چه کسی میتواند با چه کسی ازدواج کند اعمال میکرد. مقامات استانی رومی مجاز به ازدواج با زنان محلی نبودند. اولپیان میگوید: «شهروندان مرد رومی با شهروندان زن رومی[یادداشت ۳] میتوانند ازدواج کنند؛ اما ازدواج با غیر شهروندان رومی با لاتینها و پرگرینوسها (اهالی استانهای روم) تنها در مواردی و با اجازه مجاز است.»ازدواج سناتورها، و فرزندانشان تا نسل چهار با زنان یا مردان آزادگان روم، کسانی که سابقه دستگیری و محکومیت به جرم زنا دارند، بازیگران شامل گلادیاتورها، رقصندگان، نوازندگان یا روسپیها ممنوع بود. فرزندانی که از چنین رابطه و ازدواجی متولد میشدند، نامشروع و غیر شهروند بودند و قادر به ارث بردن نبودند. اما مردان رومی مجرد مجاز به داشتن رابطه جنسی آزاد با افراد غیر رومی بودند.