هرمونیوس
مترادفها
هماهنگ، موزون، متوازن
متضادها
ناهماهنگ، ناهمنگ
لغت نامه دهخدا
هرمونیوس. [ هَِ م ُ ] ( اِخ ) از علما و ادبای یونان کهن است که در آتن ادبیات و علوم یونانی را فراگرفت و پس از مرگ پدرش البردیصانی یا برادسن به جای او نشست و شاگردان بسیاری بر گرد او جمعشدند. ( از تاریخ علوم عقلی دکتر صفا چ قدیم ص 12 ).
جمله سازی با هرمونیوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آهنگساز برجسته سعی کرد با ترکیب هوشمندانه سازهای مختلف، یک ساختار هرمونیوس و بسیار دلنشین خلق کند که گوش هر شنوندهای را در لحظه نوازش نماید
💡 در طراحی دکوراسیون داخلی این ساختمان قدیمی، ترکیب رنگهای گرم و سرد به شکلی هرمونیوس انجام شده که حس آرامش و توازن را به ساکنان منتقل میکند
💡 معماری کلاسیک با رعایت دقیق تناسبات ریاضی، همیشه تلاش میکند تا فضایی هرمونیوس و منسجم برای بیننده ایجاد کند و زیبایی بصری را به حداکثر برساند