لغت نامه دهخدا
پامنبری. [ مِم ْ ب َ ] ( ص نسبی مرکب، اِ مرکب ) پیش خوان. شاگرد روضه خوان که پیش از استاد ابیاتی چند ایستاده بپای منبر در مصائب اهل البیت سلام اﷲ علیهم خواند.
پامنبری. [ مِم ْ ب َ ] ( ص نسبی مرکب، اِ مرکب ) پیش خوان. شاگرد روضه خوان که پیش از استاد ابیاتی چند ایستاده بپای منبر در مصائب اهل البیت سلام اﷲ علیهم خواند.
(مِ بَ ) [ فا - ع. ] (ص نسب. )کسی که در پایین منبر با خواندن اشعار مذهبی و مرثیه خوانی به روضه خوان اصلی کمک می کند.
۱. کسی که در پای منبر می ایستد و درحالی که روضه خوان بالای منبر است اشعاری می خواند.
۲. [مجاز] اشعاری که پامنبری می خواند.
کسی که درپای منبرمی ایستدوروضه خوانی میکند
روضه خوانی در پای منبر.
کسی که در پایین منبر با خواندن اشعار مذهبی و مرثیه خوانی به روضه خوان اصلی کمک میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صلات، پامنبری، توجوشی، ذکر، لالایی، چوپانی