وشایع
مترادفها
شایعات
متضادها
حقیقت، واقعیت
لغت نامه دهخدا
وشایع. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ وشیعة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وشائع و وشیعة شود.
فرهنگ فارسی
جمع وشیعه
جمله سازی با وشایع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حق مردم را کند ضایع، زهی مجد و شرافت ظلم و بیداد است از وشایع، زهی قدر و جلالت
💡 در روزهای حساس پس از برگزاری انتخابات، وشایع مختلفی درباره تغییرات احتمالی در کابینه دولت در رسانهها منتشر شد.
💡 پلیس با سرعت عمل بالا توانست جلوی انتشار وشایع خطرناک و گمراهکننده را که باعث ایجاد وحشت شده بود، بگیرد.
💡 مدیر شرکت از کارمندان خواست تا به هیچ وجه به وشایع مربوط به ورشکستگی شرکت اعتماد نکرده و به کار ادامه دهند.