واصل گشتن

لغت نامه دهخدا

واصل گشتن. [ ص ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) رسیدن. || پیوستن. رجوع به واصل شدن شود.

فرهنگ فارسی

رسیدن یا پیوستن.

جمله سازی با واصل گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر وصل دوست جوئی بگذر حسین از خود ورنه کجا توانی گشتن بدوست واصل

پژواک یعنی چه؟
پژواک یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز