لغت نامه دهخدا
واصل گشتن. [ ص ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) رسیدن. || پیوستن. رجوع به واصل شدن شود.
واصل گشتن. [ ص ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) رسیدن. || پیوستن. رجوع به واصل شدن شود.
رسیدن یا پیوستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر وصل دوست جوئی بگذر حسین از خود ورنه کجا توانی گشتن بدوست واصل