لغت نامه دهخدا
هفت سالار. [ هََ ] ( اِ مرکب ) به کنایه، سبعه سیاره. ( یادداشت مؤلف ):
هفت سالار کاندرین فلک اند
همه گرد آمدند در دووداه.رودکی.
هفت سالار. [ هََ ] ( اِ مرکب ) به کنایه، سبعه سیاره. ( یادداشت مؤلف ):
هفت سالار کاندرین فلک اند
همه گرد آمدند در دووداه.رودکی.
بکنایه سبعه سیاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنج حس در شش جهت سالار کرد هفت را در هشتمین دوارکرد