هزارچشم

لغت نامه دهخدا

هزارچشم. [ هََ / هَِ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) هوفاریقون. گیاهی است از تیره هوفاریقونی نزدیک به تیره پنیرکان که در برگ آن کیسه های اسانسی بسیار است و چون آن برگ را در برابر آفتاب گیرند مانند آن است که سوراخ بسیار دارد و به همین جهت آن را هزارچشم نامیده اند. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 204 ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- گیاهی ازتیر. نعناعیان که پایااست وریشهای دارای الیاف طویلی میباشد و ساقهاش خزندهاست برگهایش متقابل وگردوگلهایش صورتی یابنفشند این گیاهدراماکن مرطوب میروید

جمله سازی با هزارچشم

💡 این گیاه در ایران، با نام‌های علف چای، گُل راعی یا هزارچشم خوانده شده‌است و در زبان انگلیسی، St. John’s wort (به معنی: مخمّر یوحنای مقدّس) نام دارد؛ دلیل این نام گزینی، به گُلدهی و برداشت سنّتی آن در زادروز یحیای نبی (۲۴ ژوئن) برمی‌گردد؛ همچنین می‌تواند یادآور شوالیه‌های St. John (به معنی: شوالیه‌های یوحنای مقدّس) باشد که در طول جنگ‌های صلیبی، از آن برای درمان زخم استفاده می‌کردند. لازم است ذکر شود که همهٔ گونه‌های خانوادهٔ گل‌راعیان با نام St. John’s wort شناخته می‌شوند.