لغت نامه دهخدا
نیکومحضری. [ م َ ض َ ] ( حامص مرکب ) نکومحضری: سلطان جهت احتیاط رافرمود که با او رسوم چرب زبانی و آداب نیکومحضری ممهد دارند. ( سلجوقنامه ظهیری از فرهنگ فارسی معین ).
نیکومحضری. [ م َ ض َ ] ( حامص مرکب ) نکومحضری: سلطان جهت احتیاط رافرمود که با او رسوم چرب زبانی و آداب نیکومحضری ممهد دارند. ( سلجوقنامه ظهیری از فرهنگ فارسی معین ).
نیک محضری: (( سلطان جهت احتیاط را فرمود که با او رسوم چرب زبانی و آداب نیکو محضری ممهد دارید. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یادگار از مردمان ذکر نکو ماند همی چون تو از ذکر نکو در عمر نیکو محضری