نیم رسیده
مترادفها
نیمپخته، ناتمام، نیمکاره
متضادها
رسیده
لغت نامه دهخدا
نیم رسیده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیم رس. نیم پخته. نیم خام: امرود نیم رسیده سخت باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || نورسیده. نوخاسته. نوجوان. رجوع به رسیده به معنی بالغ شود:
باش که این پادشه هنوز جوان است
نیم رسیده یکی هزبردمان است.منوچهری.
فرهنگ فارسی
نیم رس ٠ نیم پخته ٠ نیم خام یا نورسیده ٠ نوخاسته ٠ نو جوان ٠
جمله سازی با نیم رسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین از آخرین آثار وی میتوان به اُپِرای آرش کمانگیر اشاره کرد که بر اساس منظومهٔ آرش کمانگیر سرودهٔ سیاوش کسرایی ساخته شدهاست. نوشتن این اثر پیش از پنج سال طول کشیده و در سال ۱۳۹۰ به پایان رسیدهاست و اکنون منتظر فراهم شدن مقدمات اجراست. مدت زمان این کار که برای دو خواننده و گروه کُر نوشتهشده، یک ساعت و نیم تا دو ساعت است و یک بخش از آن تئاتر است که کارگردان، نمایش را در دست میگیرد و بخش دیگر هم موسیقی است که با دو خواننده و گروه کر به اجرا درمیآید.